خرید عینک آفتابی اصل فروش کارتن خالی اسباب کشی آگهی رایگان بلیط هواپیما قیمت گوشی تعمیرات موبایل مشاوره تحصیلی مجله اینترنتی مگیتو مدرک معادل
بستن تبلیغات [X]
دهخدا
دهخدا
2015-08-04

بی ریش به معنی پسری است که هنوز ریشش برنیامده است. مجازا به معنی پسر بدکاره و مخنث هم آمده است. در شعر ذیل که سروده ی انوری ابیوردی شاعر قرن ششم می‌ باشد، بی ریش در معنای دوم بکار گرفته شده :

جواب داد سلام مرا به گوشه ی ریش
چگونه ریشی؟ مانند یک دو دسته حشیش
مرا به ریش همی پرسد ای مسلمانان (1)
هزار بار به خوان من آمده بی ریش (2)

(1) ظاهرا ریش در اینجا به معنی ریشخند است.
(2) خوان به معنی خانه و سرا بوده و بی ریش ایهام بر بدکارگی پسر دارد.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 131 ،
2015-08-04

بَغا به معنای هیز و مخنث است. مرحوم دهخدا در لغت نامه به نقل از فرهنگ نظام آورده است : لفظ مذکور در عربی به معنی زنا می باشد و شعرای فارسی آن را در معنی هیز استعمال کرده اند. شعر ذیل از قطران تبریزی شاعر قرن پنجم شاهد بر این مدعاست:

دربان تو ای خواجه مرا دوش بغا گفت
تنها نه مرا گفت ، مرا گفت و تو را گفت
گفتا شعرا جمله بغا باشند، آنگه
بیتی دو سه برخواند که این خواجه ما گفت!




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 111 ،
2015-08-07

گُروگان به معنی قضیب یا آلت تناسل مردانه است. علامه دهخدا در لغت نامه ذیل این لغت شعری از دهقان علی شطرنجی شاعر قرن ششم آورده است:

چیزی برِ من نیست ز دو چیز عجب تر
هرچند عجب های جهان است فراوان
از پیرِ جهان گشته ی ناگشته مهذّب (1)
وز کودک مِی خورده ی ناخورده گُروگان

(1) مهذب به معنی نیکو سرشت و پاکیزه خوی می باشد.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 118 ،
2015-08-11

ریق زدن به معنی ریدن و قضای حاجت می باشد. علامه شاهد این لغت را بیتی نغز از ملا فوقی یزدی شاعر قرن یازدهم قرار داده است:

خویش را آلوده ی مردار دنیا چون کنم؟
من که کو...ِ همتم ریقی بر این دنیا زده ست




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 116 ،
2015-08-13

ریش به معنی محاسن و موهای چانه و گونه است. دف و سفره از تشبیهات آن است. علامه دهخدا در ذیل این لغت و در همین راستا شعری از ملا طغرا مشهدی شاعر قرن یازده هجری (به نقل از آنندراج) آورده است:

دو دستش چو با شانه سازش کند
دفِ ریش او را نوازش کند.
فتاده شب و روز در پیش او
به ذوقِ طبق سفره ی ریش او




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 117 ،
2015-08-14

چوز در لغت به معنی فرج یا شرم زن می باشد. مرحوم دهخدا در ذیل این لغت و به نقل از فارسنامه ناصری شعری از یغمای جندقی شاعر قرن سیزدهم آورده است:

گر زنی چوزش نِهی چیزش بده
بشنو این از من که کارافتاده ام (۱)
گادن مفتی نمی ارزد به هیچ
من زن مفتی مکرر گاده ام ! (2)

(۱) کارافتاده به معنی سرد و گرم چشیده و باتجربه می باشد.

(2) در لغت نامه ذیل لغت نهادن (جماع کردن) این شعر با اندکی اختلاف به شیخ اجل سعدی منسوب گردیده که البته بنده آن را در نسخ مختلف هزلیات نیافتم.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 164 ،
2015-08-15

چارچشم سگ و یا گوسپندی را گویند که خال سیاهی بالای هر یک از دو چشم داشته باشد. شعر زیر از دهقان علی شطرنجی شاعر قرن ششم در شاهد این معنی آمده است:

مَثَل آنکه او بوَد احمق
مردمان فیلسوف دانندش
همچو آن سگ بوَد که باشد کور
مردمان چارچشم خوانندش !




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 120 ،
2015-08-16

دستان به معنی مکرو حیله و تزویر می باشد. در لغت نامه بیتی هزل از لامعی گرگانی شاعر قرن پنجم هجری در شاهد این لغت آمده است:

همچون کُـ....ِ سگ داری کو..ـی که برون ناید
زو کیـ... که اندر رفت الا به فن و دستان !




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 116 ،

علامه دهخدا ذیل لغت نبی السارقین که به معنی پیغمبر دزدان می باشد، شرح حال شیخ محمدحسن سیرجانی - ملقب به صفاعلی و متخلص به قارانی و مشهور به نبی السارقین و پیغمبر دزدان - عارف نویسنده و شاعر قرن سیزدهم هجری را بدین شرح آورده است:

در طریقت تصوف از مریدان رحمت علیشاه بود و لقب صفاعلی را از وی داشت ، در ابتدای عمر در دهات سیرجان به شغل چاخوئی و تنقیه قنوات مشغول بود، سپس به سائقه ذوق فطری به عالم درویشی و شاعری روی آورد و چون در آن زمان عشایر فارس ، ولایات اطراف را مورد هجوم و غارت قرار میدادند و با بستن گذرگاه کاروانیان و شبیخون زدن به دهات و شهرها اموال مردم را به یغما می بردند، و از طرف دیگر حکام فارس و کرمان به بهانه تعقیب کردن و گوشمال دادن دزدان ، روستائیان بی گناه را اسیر و ماخوذ و معذب می داشتند، این مرد صاحبدل وارسته با انتخاب عنوان «نبی السارقین» و «پیغمبر دزدان» با نامه ها و قطعات طیبت آمیز دلنشینی که به حکام میفرستاد بیگناهانی را که به تهمت دزدی به زندان افتاده بودند - به بهانه اینک من پیغمبر دزدانم و امتم را بدون جلب موافقت من نباید شکنجه داد! - از زجر و قتل نجات میداد، همچنین سران غارتگر ایلات فارس را با اشعار لطیف خود از حمله و هجوم به سیرجان و علی الخصوص زیدآباد - که آن را مدینه السارقین نامیده بود - منصرف میکرد. وی با فرهادمیرزا معتمدالدوله حکمران فارس و همچنین سلطان مرادمیرزا حسام السلطنه دوستی و مکاتبه داشت و مورد احترام این دو شاهزاده ادب دوست بود. وفات شیخ محمدحسن نبی السارقین را مولف طرائق الحقایق در حدود 1290 ه . ق . ثبت کرده است . از اشعار اوست :

بیا تا توانی مرو در بهشت
که آنجاست مأوای هر کور و زشت
همه پیر و مسلول و بُله و بُلِیت (۱)
که تازند در پای طوبی کُمیت (۲)
بجز گادن گلعذاران حور
ندارند کاری دگر در قصور
به دوزخ بیا پادشاهی کنیم
به رای تو هر کار خواهی کنیم ...
نه دزد است آنکس که در روزگار
ببندد رهِ کاروان در گدار
یکی دزدیش بر سر منبر است
که این گفتِ من، گفتِ پیغمبر است !
یکی دزدیش هست اندر نماز
ز تحت الحنک ها و ریش دراز (۳)
یکی دزدیش در صف اولین
ز مد «علیهم و لا الضالین »
یکی دزدیش هست در مدرسه
ز تاریخ و جغرافی و هندسه
یکی دزدی اندر تجارت کند
در ارسال و مرسول غارت کند
خلاصه جهانی همه رهزنند
زن و مردش از اُمتان منند

(1) بله و بلیت به معنی ابله و نادان می باشد. معمولا بصورت ترکیب استعمال می گردد.
(2) کمیت به معنی استر و اسب می باشد.
(3) تحت الحنک دنباله عمامه است که از یک سوی بزیر چانه گذرانند و از دیگر سوی به دوش افکنند.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 163 ،
2015-08-20

گَرا (با رای مشدد) به معنی دلاک و حجامت کننده می باشد. مرحوم دهخدا به نقل از آنندراج، شعری هجوگونه از یحیی کاشی ادیب و محدث قرن دهم هجری در شاهد این لغت آورده است:

«کاکا» نامت چگونه آقا کردی؟
کافر نکند آنچه تو گرّا کردی
«ریحان سیاه» مادرت سیده نیست
چون اسم شریف خود «شریفا» کردی؟




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 125 ،






آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 2906
  • بازدید امروز :6
  • بازدید دیروز : 4
  • بازدید این هفته : 6
  • بازدید این ماه : 116
  • تعداد نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 10
  • افراد آنلاین : 1
امکانات جانبی
بالای صفحه